چیزی کم از بهشت ندارد ...

چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو

جایی کنار خودم، خالیست جای تو....

 

وقتی در چشمان تو خیره میشوم، تمام درها برایم باز است و  زمان معنایش را از دست میدهد، حتی وقتی پشت دیوارها باشی و نفس بکشی من برایم کفایت میکند و پروازم آغاز میشود...

کاش میشد لحظه ای در شب من نور می ریختی

من شب هایم خیلی تنهاست....

 من تنهاییم خیلی شبیه شب است...

کاش چشم هایت هر شب همه جا بود..

 و نفس هایت همه جا را معطر میکرد

 کاش برای عبور از من، لحظه ای درنگ میکردی....

  بی شک تو را با خودم به بهشت میبردم،  همان بهشتی که با تو دیدم....

این شهر یک خیابان دارد... خیابانی منتهی به تو....

 و اگر تو نباشی من اسیر یک نقطه بن بستم!...

/ 0 نظر / 17 بازدید