بخوان ای همسفر با من

ره تاریک با پاهای من پیکار دارد

 به هردم زیر پایم راه را با آب آلوده

 به سنگ آکنده و دشوار دارد

 به چشم پا ولی من راه خود را می سپارم

 جهان تا جنبشی دارد رود هر کس به راه خود

 عقاب پیر هم غرق است و مست اندر نگاه خود

 نباشد هیچ کار سخت کان را درنیابد فکر آسان ساز

 شب از نیمه گذشته است، خروس دهکده برداشته آواز

چرا دارم ره خود را رها من

 بخوان ای همسفر با من....

/ 1 نظر / 3 بازدید