اگر می توانستم زمان را باز گر دانم

  اگر می توانستم زمان را باز گردانم

 

نمی دانم چرا آن کارها را انجام دادم

نمی دانم چرا آن حرف ها زدم

غرور به مانند خنجری است،می تواند تا عمق فرو رود

کلمات به مانند اسلحه ها،گاهی زخمی می کنند

به واقع نمی خواستم تو را بیازارم

نمی خواستم رفتن تو را ببینم

می دانم باعث شدم که تو گریه کنی

اما عزیز

اگر می توانستم زمان را باز گردانم

اگر می توانستم راهی را بیابم

باز پس می گرفتم آن کلماتی را که تو را آزرد و تو می ماندی

اگر می توانستم به ستارگان دست یابم تمام آنها را به تو می دادم

سپس دوست می داشتی مرا، دوست بدار مرا به آن گونه که همیشه دوست می داشتی

اگر می توانستم باز گردانم

دنیایم تکه تکه شده، خویشتنم پاره پاره

مثل این است که کسی چاقویی برداشته و آن را به عمق قلبم فرو می برد...

 

                                                                  شرلین سارکیسین(از کتاب عشق)

/ 2 نظر / 7 بازدید
وبلاگ شاعر - مهدی علیپور

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣ """"""""""""""""""""""""با درود و سپاس""""""""""""""""""""""""""""" وبلاگ شاعر شما را به کلبه درویشی خود دعوت میکند اشعار سپید شعر نو و عاشقانه به همراه دیکلمه و ویدئو کلیپ میکس شده با تشریف فرمایی و درج نظرات خود وبلاگ شاعر را مفتخر سازید در صورت امکان لطفا عضو خبرنامه وبلاگ شاعر شوید ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• وبلاگ شاعر - وبلاگ برتر آبان ماه در تاپبلاگر با رتبه اول

www.rolan.blogfa.com

کاش آيينه شوم تا که به روي ام نگري: يا که خاک ِ گذرت ، تا که به روي ام گذري. تا به ديروز، تو بودي پري و من پر ِ تو: حاليا قصّه ي ما قصّه ي ديو است و پري. تو شدي باد و گذشتي به سبکْ ساري و من لاله ام، داغ به دل، مانده به خونين جگري .... الهيييييييييييي : شاد و سرافراز باشيييييييييييييي بي صبرانه منتظرتونمممممممممممممم..... [گل]