نیما...

چهل سال شاعری...

با قاطعیت،

همراه با معرفت و فضیلت...

از اولین شعرش:"قصه رنگ پریده،خون سرد" تا آخرین سروده اش:"شب،همه شب" با پشتکار به زیبا ترین شکل ممکن خود را معرفی کرد...

نیما افسانه شد...   

نه فقط با افسانه...

با ققنوس،با داروگ،با ترا من چشم در راهم ،با مرغ آمین،با جاده خاموش است،با  کک کی،با شمع کرجی،با انگاسی،با قو.................و  با "ری را"

با اینها همه افسانه شد...

         "یادش چون یوش همیشه استوار باد"

/ 0 نظر / 3 بازدید