تنها صداست که می ماند...

چرا توقف کنم چرا؟

 پرنده ها به جستجوی جانب آبی رفته اند

افق عمودی است و حرکت: فواره وار

 و در حدود بینش

 سیاره های نورانی می چرخند

 

زمین در ارتفاع به تکرار می رسد

  و چاه های هوایی

  به نقب های رابطه تبدیل می شوند

  و روز وسعتی است

 که در مخیله تنگ کرم روزنامه نمی گنجد

 چرا توقف کنم؟

راه از میان مویرگهای حیات می گذرد

 کیفیت محیط کشتی زهدان ماه

 سلول های فاسد را خواهد کشت

 و در فضای شیمیایی بعد از طلوع

  تنها صداست

  صدا که جذب ذره های زمان خواهد شد.

 چرا توقف کنم؟

 

   چه می تواند باشد مرداب

  چه می تواند باشد جز جای تخم ریزی حشرات فساد

  افکار سردخانه را جنازه های باد کرده رقم می زنند.

  نامرد در سیاهی

  فقدان مردی اش را پنهان کرده است....

/ 0 نظر / 13 بازدید